چهارمین جلسه از کارگاه آموزشی «رسم انتخاب»، از سلسله جلسات طرح هماهنگ «امید وصل»، به همت سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور برگزار شد

به گزارش روابط عمومی سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور، چهارمین جلسه از کارگاه آموزشی «رسم انتخاب»، از سلسله جلسات طرح هماهنگ «امید وصل»، به همت سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور و جهاددانشگاهی دانشگاه علم و صنعت، ۵ دیماه، با حضور حجتالاسلاموالمسلمین محمد برمایی، استاد دانشگاه، کارشناس خانواده و مسائل ازدواج، با موضوع «بلوغهای ازدواج» در این دانشگاه برگزار شد.
در ابتدای این کارگاه برمایی با بیان اینکه هدف بلوغ در ازدواج داشتن شرایط آن است اظهار کرد: بلوغ شخصیتی، بلوغ اجتماعی، بلوغ فرهنگی، بلوغ مالی، بلوغ عاطفی، بلوغ معنوی، بلوغ جنسی انواع بلوغ در ازدواج است.
وی تأکید کرد: برای داشتن این بلوغها هوش بسیار مهم است و منظور از هوش داشتن بهره هوشی است. در واقع بهره هوشی برداشت از واقعیت است؛ وقتی در مورد یک مفهوم صحبت میشود شما از بهره هوشی استفاده میکنید. مدلهای دیگر هوش، هوش هیجانی، هوش جنسی، هوش اجتماعی و هوش معنوی است که سلامت معنوی نیز با وجود آنها رخ میدهد و تابآوری را افزایش میدهد.
برمایی ادامه داد: اگر یک فرد روحانی هوش معنوی بالایی داشته باشد، هیچ گاه یک فرد گناهکار را تخریب نمیکند. اگر کسی هوش اجتماعی داشته باشد، معاشرت بلد است و در حوزههای اجتماعی و شغلی اطراف خود تأثیر دارد، فردی هم که هوش هیجانی دارد بلد است بخنداند. همه این افراد بهره هوشی دارند.
وی با تأکید بر داشتن هوش هیجانی برای آمادگی ازدواج اظهار کرد: دختری که از بیرون خود را سفت و سخت نشان میدهد، به دلیل داشتن نظامهای ارزشی از خود محافظت کرده و کار خوبی انجام میدهد، اما دختری که در جلسه خواستگاری رو میگیرد هوش هیجانی و عاطفی پایینی دارد.
این کارشناس خانواده و ازدواج تأکید کرد: باید خودآگاهی برای داشتن انواع هوشها را بالا برد و قرار نیست به هرکسی اجازه ازدواج داد. خانمها هم نباید به آسانی برخی افراد را برای خواستگاری بپذیرند و با آدمهای مردد هم نباید ازدواج کنند.
برمایی با تأکید بر وجود هفت بلوغ برای ازدواج بیان کرد: علیرغم وجود بلوغ شخصیتی، بلوغ اجتماعی، بلوغ فرهنگی، بلوغ مالی، بلوغ عاطفی، بلوغ معنوی و بلوغ جنسی، هیچ گاه بلوغ سیاسی نداریم و اصلاً نباید سیاست را وارد ازدواج کرد. در این چندساله زوجی را ندیدم که در تمامی بلوغها باهم فیکس بوده و زندگی ناموفقی داشته باشند، اما بسیاری را دیدم که به دلیل دخالت دادن مسائل سیاسی، زندگی آنها از بین رفته است.
برمایی در ادامه به موضوع بلوغ شخصیتی پرداخت و تصریح کرد: برای رسیدن به بلوغ شخصیتی، پیش از ازدواج باید اختلالات شخصیتی مانند زودرنجی، خشم بالا و ترس از ازدواج را در خود و طرف مقابل بررسی و آنها را درمان کرد. کیفیت شخصیت بسیار مهم است و باید روی آن کار شود.
وی ادامه داد: برای رسیدن به بلوغ شخصیت باید اختلالات شخصیت را شناخت. بسیاری از کسانی که اختلالات شخصیتی دارند، زندگی بسیار سختی را برای خود و دیگران فراهم میکنند و بیشتر گزینههای نامناسب برای ازدواج نیز کسانی هستند که دچار اختلالات شخصیتی هستند این اختلالات از طرف روانشناسان تشخیص داده میشوند، اما به راحتی درمان نمیشوند.
این روانشناس خانواده بیان کرد: زمانی که عاشق میشویم جذب بخش شخصیتی فرد مقابل میشویم و معمولاً برخی از اختلالات است که برای ما جذاب میشود، اما در زمان ازدواج این جذابیتها مشکلآفرین میشوند.
وی بیان کرد: چیزی به نام عشق در روانشناسی نداریم و از آن تعبیر به فرافکنی میکنند و فلاسفه نیز آن را انکار میکنند، اما در دین از آن با عنوان «حب» یاد میشود. یونگ، روانشناس سوئیسی، میگوید: هر مردی در روانش رگههایی زنانه دارد و برعکس. ایگوی یک پسر چگونه عاشق یک دختر میشود؟ این امر زمانی است که ناخودآگاه شخصی خود را به خودآگاه طرف دیگر منعکس میکنیم. مثلاً یک فرد پرشروشور ممکن است از کسی که سر به زیر است خوشش بیاید.
مدیر مؤسسه بارش افکار سپید در ادامه به برخی اختلالات شخصیتی پرداخت و اظهار کرد: پارانوییدها و شکاکها بسیار باهوش بوده و هوش مخربی دارند. اینها برای فرد مقابل جذاب هستند، اما اینها تله است و عشق نیست. این افراد همسری قابل پیشبینی میخواهند و چنانچه فرد مقابل از این افراد باهوشتر باشند، زندگی آنها دچار اختلال میشود.
وی بیان کرد: اسکیزوئیدها که افرادی شدیداً منزوی بوده و با افراد درونگرا متفاوت هستند، به درمان جواب نمیدهند، چون منزوی بودن مهمترین مکانیسم دفاعی برای آنهاست و اگر قرار است با آنها زندگی کنید، باید تغییر آنها را فراموش کنید و بگذارید به حال خود باشند. این افراد خانوادهدوست نیستند.
برمایی افراد محبوب نمایشی یا هیسترومنیک را دیگر افراد دچار اختلال شخصیتی دانست و تصریح کرد: این افراد بسیار تغییرپذیر بوده، هیجان بسیاری دارند و رفتارشان پررنگ و لعاب است. حدود دو تا سه درصد کل جمعیت این افراد بستری میشوند. تعداد این افراد در زنان بیش از مردان است. اختلالات جسمانی و مصرف الکل در آنها بالا بوده و در تعامل با دیگران رفتار اغواگری و تحریک کنندگی جنسی بیشتری دارند. تغییر ابراز احساسات در آنها به سرعت بوده، اما سطحی هستند. از ظواهر جنسی برای جلب دیگران استفاده کرده و دوست دارند همیشه جلوی چشم باشند، بسیار تلقینپذیر هستند، نگرش خاصی در مورد مسائل مهم زندگی ندارند و دید آنها سطحی بوده و حرفی برای بیان کردن ندارند و تحمل مورد بیتوجهی قرار گرفتن را نیز ندارند، افرادی که هیجانخواهی درونی خود را سرکوب میکنند یا به اندازه کافی جذابیت ندارند، جذب چنین شخصیتهایی میشوند.
وی با بیان اینکه خودشیفتگی نیز نوعی اختلال است که با معنویت درمان میشود یادآور شد: هیچ گاه نباید خانواده را فراموش کرد و تناسب خانواده خود فرد و فرد مقابل نیز بسیار مهم است. نکته بعدی نیز این است که بعضی از اصالتها به جایگاه فعلی افراد ارتباطی ندارد و در ازدواج باید اینها را مد نظر قرار داد.
برمایی تأکید کرد: افرادی که اختلالهای مختلف شخصیتی دارند میتوانند ازدواج کنند، اما فرد سالم نمیتواند با اینها ازدواج کند. در جامعهای که در آن ۱۵۷ هزار طلاق رخ میدهد، شاید تنها کمتر از ۱۰ درصد آنها دچار اختلال شخصیتی باشند و بیش از ۹۰ درصد این افراد سالم بوده و تنها انتخاب اشتباهی داشتهاند. لذا باید با این افراد رفتار درستی شود.
وی اضافه کرد: متأسفانه عرف جامعه برخورد خوبی با این مسائل ندارد، در حالی که دین ما این موارد را پذیرفته و حتی توصیههای خوبی برای آن دارد. مثلاً فردی که طلاق گرفته عموماً از جانب جامعه متهم است، در حالی که دین میگوید نباید این گونه رفتار کرد.
نظر شما :